پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
مقدمهء مترجم 16
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
در اكتبر سال 1621 جهانگرد ايتاليايى اصفهان را ترك مىگويد و از شيراز و تخت جمشيد ديدن مىكند و در سفرنامهء خود مطالب جالب و مفيدى در اين باره مىنويسد . پيترو دلاواله در آن موقع نمىفهمد اين خرابهها باقىماندهء چه بناى باشكوهى است و حدسيات مختلفى مىزند ، ولى چنان با دقت مشاهدات خود را شرح مىدهد ، كه بعدا وقتى يك نقاش هلندى از روى اين توصيفات تصويرى تخيلى به ترجمهء كتاب به زبان هلندى اضافه مىكند ، شباهت زيادى بين آن و خرابههاى تخت جمشيد آنطور كه واقعا هست ، به وجود مىآيد تصوير فوقالذكر در جلد دوم ترجمهء فارسى كتاب نيز منعكس شده است - . جالب توجه اينكه جهانگرد با وجودى كه موفق به خواندن كتيبهها نمىشود ؛ ولى درك مىكند كه نوشتههاى آنها بر خلاف خطوط اسلامى از چپ به راست است و اين استنباط از روى قرائنى برايش حاصل مىشود كه نشاندهندهء هوش و ذكاوت و توجه خاص اوست . وى سپس به قصد هند عازم سواحل جنوب مىشود ؛ ولى در سىام دسامبر 1622 بانو معانى ، كه در اثر سفرهاى متعدد خسته و آزرده شده بود و تحمل آب و هواى منطقه را نداشت ، در ميناب چشم از جهان فرو مىبندد . پيترو دلاواله شرح بيمارى و درگذشت وى را طى يكى از نامههاى خود با سوز و گداز خاصى بيان مىكند و او كه عشق و علاقهء زيادى نسبت به همسر خود داشت ، با تحمل زحمات فراوان به موميايى كردن جسد مىپردازد و آن را در تابوتى قرار مىدهد و در طول تمام سفرهاى بعدى همراه خود مىبرد ، تا سرانجام پس از رسيدن به شهر رم ، زن محبوبش را در مقبرهء خانوادگى دفن كند . پس از اين واقعه ، جهانگرد مجددا براى ادامهء سفر و رفتن به هند ، به بندرسر روى مىآورد ؛ ولى چون در آن زمان جنگهاى هرمز با شدت جريان داشت ، و ايرانيان به كمك ناوگان انگليسى قلعهء پرتغالىها را محاصره كرده و مشغول بيرون راندن آنان بودند ، انجام اين سفر امكانپذير نبود ؛ در نتيجه او به لار مراجعت مىكند و سپس در ژانويهء 1623 از طريق بندر گمبرون يا بندرعباس فعلى با كشتى عازم هند مىشود و بعد از بيست روز سفر دريايى ، در سورات پا به زمين مىنهد . دورهء اقامت جهانگرد در هند قريب بيست ماه به طول مىانجامد و وى در ظرف آن مدت به اطراف و اكناف اين كشور پهناور مسافرت مىكند و خاطرات خود را طبق معمول ، طى نامههاى متعددى ، براى دوستش ماريواسكيپانو ارسال مىدارد .